بچه گونه - داستان کودکانه مثل بچه های امام حسین (ع)

داستان کودکانه مثل بچه های امام حسین (ع)
داستان,کودکانه,مثل,بچه,های,امام,حسین,ع,
 پکیج آموزشی فارسی و انگلیسی قاصدک  کلاه کودکان Flipeez

    بچه گونه


بچه گونه: سلام دوستای مهربونم

امروز یه داستان درباره پیاده روی اربعین براتون می ذارم.


هر سال اربعین که می شود، بابا پیاده، به کربلا می رود.
بابا همیشه برایم از آنجا سوغاتی می آورد.
وقتی بابا نیست، دل من خیلی برایش تنگ می شود. همه اش تلویزیون را نگاه می کنم شاید بابا را نشان بدهد.
وقتی از تلویزیون می بینم این همه آدم پیاده دارند برای زیارت می روند،من هم دلم می خواهد پیاده به کربلا بروم.


داستان کودکانه درباره پیاده روی اربعین


امسال فهمیدم، بعد از آن که امام حسین (ع) را شهید کرد، بچه هایش را به اسارت برد.
بچه های امام حسین، با پای پیاده و بدن های خسته به شام رفتند.
من هم دوست دارم پیاده به کربلا بروم مثل بچه های امام حسین.
بابا می گوید: راه طولانی است پسرم خسته می شوی.
به بابا می گویم: مگر بچه های امام حسین (ع) آن همه راه را پیاده نرفتند.
من هم می توانم. من دیگر بزرگ شده ام.


داستان کودکانه درباره پیاده روی اربعین


بابا دستی به سرم می کشد و می گوید: معلوم است که مرد شده ای پسرم.
اما باید تحملت هم زیاد باشد.
به بابا قول می دهم که صبور باشم و بهانه گیری نکنم.
بابا کمی فکر می کند و می گوید: انشالله اگه قسمت باشه امسال تورو هم با خودم می برم.
خیلی خوشحالم؛ امسال من هم می توانم همراه بابا به کربلا بروم.
مثل بچه های امام حسین (ع) با پای پیاده.



منبع : کودکانه رضوی

نویسنده :
تاریخ : یکشنبه 1395/08/30
ادامه مطلب


نظرات

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

ترجمه سایت


درباره ما



مدیر سایت : admin

آمار سایت

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
امروز :
آخرین بروز رسانی :

امکانات جانبی